عکسهایی از آقا سپهری
سلام خاله ها. اومدیم با چند تا عکس به جا مونده از عید و چند روز قبلا.
به خداا ینقد سرم شلوغه که فرصت نمیکنم وبلاگو به روز کنم. هنوز هم قسمت نشده کامپیوتر بگیرم که توی خونه این کارا رو انجام بدم. هرچند کار خونه بیشتر از اداره هستش. ولی خوب بهتر از هیچیه. دعا کنید قسمت بشه مات هم کامپیوتر دار بشیم.

اینم چند تا عکس:
این عکس مال عید نوروز نیست. اینقد مشغله داشتم که فرصتی پیش نمیومد تا سه تایی با هم سر سفره بشینیم و عکس بگیریم. البته موقع سال تحویل سه تاییمون سر سفره هفت سین بیدار بودیم. ولی چون بعدش دوباره خوابیدیم و بعدش عید دیدنی و دید و بازدید بود که دیگه وقت نکردم و فراموشم شد با سفره هفت سین عکس بگیریم. ولی سفره امسالمون پروانه ای بود و 8 سین داشتیم..
سیر
سماق
سنجد
سرکه
سمنو
سبزه
سیب
سپهر
بله
امسال سپهر هم جزو سفره هفت سین ما بود که با قدمهای با برکتش خیلی چیزها رو بهمون داد. الهی قربون پاهای خوش یمنت بشم.

عین مامانت عاشق چیزای براقی
الهی قربون خنده ات برم مامانی.

آهای، آقای شیطون، چیکار داری به اونا؟

![]()
آقا سپهر مشغول بازی:
سپهر ، مامان جان، دالللللی

سپهر: اِ اِ اِ اِ
ترجمه:(نمیدونم) یا میگه بله مامان جان / یا میگه مزاحم نشو!

ولی نه، انگار قیافش میگه : بله مامان جان.
مامان : جانت بی بلا الهی قربونت برم من.
و اینگونه است که سپهر به سبد اسباب بازی هم رحم نمیکند.
سپهر : یه خورده رنگش شبیه شوکولیه (شوکلات). پس حتما به بهیه. (خوردنی). بخورم ببینم چجوریه!

خاله جونیا، بقیه عسکامو تو ادامه مطلب ببینید. خوشحال میشیم
آقا سپهر داخل سبد اسباب بازیهاش :
به کمک بابایی وارد سبد اسباب بازیهاش میشه.هورررررررررا

![]()
بعد از یکم بازیگوشی

![]()
سپهر مامان بیا بیرون ، بابایی خسته اس. میخواد شام بخوره مامان. بیا.

سپهرو میگی، تا بابیی میخواست بیارتش بیرون، دو طرف سبدش رو مثل امامزاده چسبید و ول نکرد. حالا بابا بکش، سپهر بگیر. بابا بکش، سپهر بگیر.
![]()
اِ اِ ، مامان چی اون تو قایم کردی سرتو کردی پایین؟؟؟

![]()
آهان، یازم یه چیزی که فکر میکنه خوردنیه (چوب بلزش بود)

![]()
خلاصه بعد از کلی قوس و کش مکش، تونستیم آقا رو راضی کنیم از خیر موندن توی سبدش بگذره.

خسته نباشی بابایی جون، خدا قوت.
شما خسته نباشی آقا سپهر
آقا سپهر : اِ اِه ، میسی مامانی
![]()
تا گذاشتن چن تا عکس دیگه، درود و دو صد بدرود!
من که خودم دارم میرم، دیگه چرا هولم میدی؟؟


عکسهایی از آقا سپهری
